از کاروانسرا تا کریدور اقتصادی (بخش اول)

نقش ایران در راه ابریشم جدید:
راه ابریشم در گذشته یک سیستم ارتباطی میان شرق و غرب بود که کالا، سرمایه، فرهنگ، فناوری، دین، دانش و قدرت را در پهنه اوراسیا جابه جا میکرد. امروز ابتکار کمربند و جاده چین یا همان BRI را میتوان با یک تفاوت بنیادین بازآفرینی مدرن همان منطق تاریخی دانست؛ در گذشته محور اتصال کاروان، کاروانسرا، بازار و شهرهای میانراه بود در حالیکه امروز محور اتصال راهآهن، بندر، منطقه آزاد، خط لوله، گمرک دیجیتال، سرمایهگذاری زیرساختی، زنجیره تامین و کریدور اقتصادی است. به بیان ساده راه ابریشم سنتی شبکهای از کاروانها بود اما BRI شبکه ای از کریدورهای اقتصادی است. از این منظر عنوان از کاروانسرا تا کریدور اقتصادی بیانگر گذار تاریخی از اقتصاد عبوری به اقتصاد شبکه ای است. اقتصادی که در آن نقش مسیر فراتر از محل عبور کالا، به سکوی تولید، توزیع، پردازش، خدمات، لجستیک، انرژی، گردشگری، سرمایه گذاری و نفوذ نهادی تبدیل گسترش مییابد. در این مطالعه سه دیدگاه اصلی بررسی گردیده است؛ دیدگاه توسعهای بانک جهانی، دیدگاه اتصالگرایانه پاراگ خانا و دیدگاه ژئوپلیتیکی زبیگنیو برژینسکی. پیش از بررسی هر یک از این دیدگاهها لازم است اندکی به نقش ایران در راه ابریشم جدید پرداخته شود.
نقش ایران در تاریخ راه ابریشم بیش از یک سرزمین عبوری، یکی از گرههای اصلی پیوند شرق و غرب بوده که در امتداد این مسیر تاریخی، شهرها، بازارها، کاروانسراها، مراکز تولید، نهادهای مالی و شبکههای فرهنگی شکل گرفتند که نقش مهمی در توسعه و بهبود اقتصاد ملل آن زمان داشت. راه ابریشم برای ایران فراتر از مسیر تجارت کالا، بستر تحول شهری، توسعه بازار، ارتقا قدرت تمدنی و بهبود جایگاه اقتصادی در جهان قدیم به شمار میرفت. امروز اما در عصر کریدورهای اقتصادی، همان منطق تاریخی با زبانی تازه بازگشته است. کاروانها جای خود را به عناصر زیرساختی توسعه مانند ریل، جاده، بندر، خط لوله، پایانه مرزی، بندر خشک، شبکه دیجیتال و زنجیره تامین دادهاند. کاروانسراها نیز در قالب مراکز لجستیک، مناطق آزاد، شهرکهای صنعتی، هابهای ترانزیتی و پلتفرمهای خدمات ارزش افزوده بازتعریف شدهاند.
ایران از نظر جغرافیایی همچنان در نقطهای کمنظیر قرار دارد که میتواند آسیای مرکزی را به خلیج فارس، چین را به ترکیه و اروپا، قفقاز را به اقیانوس هند و روسیه را به جنوب آسیا متصل کند. چنین جایگاهی برای هر کشوری یک سرمایه راهبردی است، اما در جهان امروز، جغرافیا زمانی به قدرت اقتصادی تبدیل میشود که با زیرساخت، حکمرانی، امنیت، بهرهوری و کیفیت عملیاتی همراه شود. مسئله اصلی ایران در راه ابریشم جدید، در کنار اثبات دوباره این جایگاه که تاریخ آن را ثبت نموده است، تبدیل موقعیت جغرافیایی به ارزش ژئواکونومیک پایدار است. این ارزش زمانی شکل میگیرد که مسیرهای عبوری ایران برای صاحبان کالا، شرکتهای حملونقل، سرمایهگذاران، تولیدکنندگان و بازارهای منطقهای، سریعتر، امنتر، ارزانتر و قابل پیشبینیتر باشند.
در اقتصاد کریدوری قرار گرفتن روی نقشه شرط لازم است. اما مزیت اصلی در کاهش زمان حمل، کاهش هزینه لجستیک، بهبود کیفیت گمرک، ارتقا استانداردهای مرزی، توسعه زیرساخت ریلی و بندری، افزایش شفافیت، بهبود فضای سرمایهگذاری و تقویت هماهنگی نهادی شکل میگیرد. لذا کشوری که بتواند این مولفهها را با هم ترکیب کند، از مسیر عبور به سکوی توسعه تبدیل میشود. راه ابریشم جدید برای ایران میتواند فرصتی برای تحول در الگوی توسعه باشد. توسعهای که از ترانزیت خام فراتر میرود و به تولید، بستهبندی، انبارداری، صادرات مجدد، گردشگری، خدمات مالی، بیمه، تجارت منطقهای و صنعت لجستیک پیوند میخورد. در چنین نگاهی، کریدور اقتصادی فقط محل عبور کالا نبوده، بلکه موتور ارتقا بهرهوری ملی و پیشرفت منطقهای است.
ایران برای نقشآفرینی مؤثر در این نظم تازه باید از نگاه خاطرهمحور به راه ابریشم عبور کند و به نگاه قابلیتمحور برسد. گذشته تاریخی حتما و حقیقتا ارزشمند است اما آینده کریدورها را عملکرد میسازد. در این آینده کشوری موفقتر است که بتواند زمان را مدیریت کند، هزینه را کاهش دهد، امنیت را تثبیت نماید، اعتماد سرمایهگذار را افزایش دهد و اقداماتی را مد نظر قرار دهد که مسیر را به شبکهای از خدمات توسعهآفرین تبدیل نماید.
از کاروانسرا تا کریدور اقتصادی یعنی همین گذار بزرگ؛ گذار از افتخار تاریخی به برنامه عملیاتی،گذار از عبور کالا به خلق ارزش، گذار از موقعیت جغرافیایی به بهرهوری سرزمینی و گذار از نگاه منفعل به مسیر، به نگاه فعال به توسعه، ارتقا و پیشرفت ملی.
نویسنده: دکتر محمدامین قبادی



