رویترز: ایران برای حفظ سهم در کریدورهای ترانزیتی جدید به ارتقای بنادر نیاز دارد

رویترز در گزارشی تازه به تحول مسیرهای تجاری غرب آسیا پرداخته و هشدار داده که بدون ارتقای زیرساخت‌های بندری و لجستیکی، سهم ایران از بازار ترانزیت منطقه‌ای در برابر مسیرهای رقیب کاهش خواهد یافت. این رسانه بر لزوم سرمایه‌گذاری هدفمند در بنادر و زنجیره حمل‌ونقل تأکید کرده است.

به گزارش رویترز، بازتعریف کریدورهای ترانزیتی در غرب آسیا از جمله توسعه مسیرهای دریایی، ریلی و خشکی‌، فشار تازه‌ای بر بازیگرانی وارد کرده که پیش‌تر بر موقعیت جغرافیایی متکی بودند. ایران با دسترسی به آب‌های آزاد از طریق خلیج فارس و دریای عمان و قرارگیری در محور ارتباط شمال-جنوب و شرق-غرب، همچنان یکی از گزینه‌های اصلی برای اتصال بازارهای آسیای مرکزی، قفقاز، هند و اروپا محسوب می‌شود؛ اما گزارش تأکید می‌کند که “مزیت مکان” به‌تنهایی دیگر کافی نیست. طبق این گزارش رقبای منطقه‌ای با تسریع مدرن‌سازی بنادر، یکپارچه‌سازی اسناد الکترونیکی، کاهش زمان توقف کشتی‌ها و قراردادهای بلندمدت با خطوط کشتیرانی، در حال جذب حجم بیشتری از بار ترانزیتی هستند. رویترز اشاره کرده که تأخیر در به‌روزرسانی تجهیزات بارگیری، محدودیت ظرفیت انبارداری و نوسان در زمان‌بندی حمل ریلی و جاده‌ای، از عواملی است که می‌تواند صادرکنندگان و واردکنندگان را به مسیرهای جایگزین سوق دهد.

در بخش مربوط به ایران، تمرکز گزارش بر بنادرهای مهم جنوبی از جمله بندرعباس و چابهار و نقش آن‌ها در طرح‌هایی مانند کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال-جنوب (INSTC) و همکاری‌های دوجانبه با همسایگان است. رویترز یادآور شده که پروژه‌هایی نظیر توسعه چابهار و اتصال ریلی به افغانستان و آسیای مرکزی سال‌هاست در دستور کار قرار دارند، اما سرعت اجرا و هم‌راستایی سیاست‌های تجاری با ظرفیت واقعی زیرساخت، تعیین‌کننده میزان بهره‌برداری از این ظرفیت خواهد بود.

از منظر بازار، تحلیلگران مورد استناد رویترز بر این نکته تأکید دارند که در شرایطی که درآمدهای نفتی با نوسان قیمت و محدودیت‌های صادراتی مواجه است، درآمد پایدارتر از ترانزیت و خدمات لجستیک می‌تواند بخشی از ریسک اقتصادی را پوشش دهد. به شرط آنکه هزینه تمام‌شده حمل از مسیر ایران رقابتی بماند و قابلیت اطمینان زنجیره تأمین تضمین شود. این گزارش همچنین به ابعاد ژئوپلیتیک اشاره می‌کند، هرگونه تغییر در تحریم‌ها، توافق‌های منطقه‌ای یا اولویت‌بندی کشورهای ثالث در انتخاب مسیر، مستقیماً بر حجم بار عبوری از خاک ایران اثر می‌گذارد. به باور رویترز، سیاست‌گذاران ایرانی در صورت تمایل به حفظ جایگاه به‌عنوان هاب باید علاوه بر سخت‌افزار بندری، بر نرم‌افزارهای گمرکی، شفافیت تعرفه‌ها و هماهنگی بین دستگاه‌های راه، راه‌آهن و بنادر تمرکز کنند.

مزیت جغرافیایی ایران بدون بهره‌وری عملیاتی به درآمد پایدار تبدیل نمی‌شود. هاب واقعی جایی شکل می‌گیرد که زمان توقف کوتاه، پیش‌بینی‌پذیری هزینه و یکپارچگی حمل چندوجهی (دریایی-ریلی-جاده‌ای) وجود داشته باشد. در این مدل، سرمایه‌گذاری در دیجیتال‌سازی گمرک، ناوگان و تعمیرات اساسی بنادر، و آموزش نیروی انسانی متخصص لجستیک، همان اولویتی است که گزارش‌های بین‌المللی از جمله روایت رویترز بارها به آن اشاره کرده‌اند. جایگزینی تدریجی اتکا به درآمد نفت با درآمد خدمات ترانزیت، نه یک پروژه تبلیغاتی که یک برنامه صنعتی است. قراردادهای بلندمدت با اپراتورهای منطقه‌ای، استانداردسازی خدمات بندری و کاهش گلوگاه‌های اداری شامل این طرح می‌تواند باشد. اگر این مسیر با سرعت اجرای زیرساخت هم‌راستا شود، ایران می‌تواند در معادله کریدورهای جدید غرب آسیا نه فقط نقش مسیر عبور، بلکه “مرکز ارزش افزوده لجستیک” باقی بماند؛ وگرنه خطر تبدیل شدن به مسیر ثانویه همان چیزی است که گزارش رویترز در افق می‌بیند و ما هم نگران آن هستیم.

نویسنده: دکتر محمدامین قبادی

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا